تبليغاتX
دیپلماسی عمومی - کدام دیپلماسی عمومی؟

نگاهی گذرا به دیپلماسی عمومی دولت نهم

جواد راد*

 

تاکید چندین و چند باره دکتر احمدی نژاد بر اصطلاح "دیپلماسی عمومی" بر آنم داشت تا نگاهی کمی علمی به فعالیتهای دیپلماسی عمومی دولت ایشان داشته باشم. غرض از نوشته نه هیاهوی تبلیغاتی بلکه ارائه نظری کارشناسانه در زمینه مربوطه بوده و خارج از سلایق حزبی مطرح مب شود.

همانطور که دکتر احمدی نژاد در سخنرانی ها و مناظره های خود در دوران انتخابات اشاره داشتند، هماکنون، عصر دیپلماسی عمومی، تاثیر بر افکار جهانیان، و تاکید بر فتح قلبها و قدرت نرم است و از این منظر نیز سخنرانی های آتشین خود را در کشورهای غربی، از ابتدا تا کنون، همان تبلور دیپلماسی عمومی در سیاست خارجی خود نامیدند. چنین رویکردی دارای وجوهی مثبت و مفنی می باشد. وجه مثبت اینکه ایشان و بطور کل مسئولین نظام مقدس جمهوری اسلامی بر دیپلماسی عمومی بعنوان یکی از ارکان مهم سیاست خارجی تکیه دارند و این به خودی خود بسیار میمون و مبارک است. درمقابل نباید غافل شد که این تکیه در سطح کلام باقی مانده و در عمل چیز دیگری رخ دهد. آنچه در ادامه می نویسم تحلیل فعالیتهای دولت نهم در حیطه عمل بوده و در این مسیر از رویکردهای نظری روابط عمومی بهره خواهم برد.

در ادبیات مربوط به دیپلماسی عمومی اصولا به دو روش "راه یک طرفه" و "راه دو طرفه" اشاره می شود که در اولی سخنگو بدون توجه به خواسته ها و دیدگاههای مخاطب، و بدون فراهم کردن امکانِ "شنیدن" همانند یک راه یک طرفه، فقط و فقط به سخنرانی برای مخاطبان می پردازد و بدنبال هیچ گونه بازخوردی از سوی آنان نیست. این روش، که بسیار به پروپاگاندا نزدیک است، در قرون و اعصار مختلف مورد استفاده حکومتها قرار می گرفته و کاربرد داشته است. دولت آمریکا، در شرایط زمانی مختلف، بخصوص در دوران جورج بوش، با استفاده از این روش سعی در تبیین سیاست خارجی آمریکا کرد اما عدم کاربرد این نوع دیپلماسی عمومی باعث شد آمریکا، در این مسیر، حتی از همراهی شرکای اروپایی خود نیز محروم شود. وضعیت دیپلماسی عمومی آمریکا بگونه ای وخیم شد که آمریکاییان از اینکه خود را در اروپا آمریکایی بنامند نه تنها مفتخر نبودند بلگه نگران و خجالت زده بودند و انتخاب اوباما نیز صحه ای بر این مدعا است.

در این میان، کارشناسان دیپلماسی عمومی، مداوما" از عدم کاربرد دیپلماسی عمومی یکطرفه سخن گفته و استراتژی "راه دو طرفه" با پیشنهاد می دادند. جوزف نای نیز در مقاله ای اندرباب نسبتِ قدرت نرم و دیپلماسی عمومی، به کارآمدیِ "راه دو طرفه" اشاره کرد. کارشناسان همچنین به اهمیت "اعتبار" در دیپلماسی عمومی نیز بهای زیادی داده اند و معتقدند بهترین راه برای تاثیر بر مخاطبان همانا ایجاد "اعتبار" و " باورپذیری" در میان مخاطبان است.

این حقیر دیپلماسی عمومی دولت نهم را که بطور خاص حول محور سخنرانی های دکتر احمدی نژاد در گردش بوده است، علی الخصوص در مقابل کشورهای غربی، دارای دو ضعف بزرگ می داند که اولی، استراتژی "راه یک طرفه" و دومی، از دست دادن "اعتبار و باورپذیری" در همان روزهای اول دولت با ارائه و بسط "افسانه هولوکاست" می باشند. همانطور که ایشان بطور مکرر مطرح کردند، عصر امروز، عصر دیپلماسی عمومی است، اما نکته اینجاست، که ایشان باید فراتر از این رفته و بدانند که دیپلماسی عمومی برتر، خود از نوع دیالوگ و دوطرفه است. رفتن به مکانهای مختلف و ارائه سخنرانی های کوبنده در نوع خود فعالیت دیپلماسی عمومی محسوب میشود اما باید دانست که دیپلماسی عمومی کارآمدِ امروز بهای زیادی را به گفت و شنود می دهد و سخنرانی های کوبنده بدون توجه به خواسته های درونی مخاطبان و نیز دیدگاههای آنان آب در هاون کوبیدنی بیش نیست و البته زمانی که با "عدم اعتبار" همراه شود به اتلاف فرصتها منجر می شود. دکتر احمدی نژاد به شخصه، علیرغم روابط عمومی بسیار خوب خود با اکثریت مردم در داخل ایران، به دلایل مختلف در طرح مسئله "هولوکاست به عنوان افسانه" و استفاده رسانه های غربی از این اشتباه، شخصا" در میان مخاطبان اروپایی و آمریکایی خود، دچار بحران اعتبار شد و پس از آن نیز علیرغم تلاشهای فراوان، از جمله به کارگیری مشاوران برجسته ای همچون دکتر مولانا، و تغییر مداوم لحن در باره اختلافات با اسرائیل نتوانست به جایگاه اصلی خود بازگردد و متاسفانه در برهه هایی نیز با جورج بوش و هیتلر مقایسه شد که، ورای تمامی دشمنی های غرب با ایران، در نوع خود بسیار مخرب بود.

ایشان بطور قطع جایگاهی والا در میان کشورهای غیر غربی و مخصوصا" مسلمان دارد، اما اگر بخواهیم سخنرانی های ایشان در میان مخاطبان غربی را ارزیابی کنیم باید گفت علی رغم بهبود محتوایی در سخنرانی های اخیر خود، نتوانسته است "اعتبار و باورپذیری" از دست رفته خود را بازیابد و نیز در کلیت مبحث دیپلماسی عمومی، در مقابل کشورهای اروپایی، دچار حرکت در "راه یکطرفه" شده که بنابر استانداردهای هماکنون درباره کارآمدی دیپلماسی عمومی باید به سمت "راه دوطرفه" و "گفتن" به همراه "شنیدن" حرکت نماید.

در نهایت باید اضافه کرد که سخنرانی های دکتر احمدی نژاد اگر برای تحت تاثیر قرار دادن مخاطبان عرب و مسلمان باشد، از اقبال بهتری برخوردار بوده است و اگر نیت ایشان در سخنرانی های نیویورک و سازمان ملل و سایر اماکن غربی، همانند دوربان، تاثیر بر افکار اعراب بوده است می توان آنرا تا حدودی مثمر ثمر دانست اما به نظر حقیر مخاطبان در این جلسات نه اعراب بلکه "سایرین و غربیها" بوده اند و در این هدف، سخنرانی های شخص آقای دکتر احمدی نژاد، چندان توفیق نداشته است.

 

*کارشناس دیپلماسی عمومی آمریکا-ایران، دانشگاه فرایه برلین.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 23:59  توسط جواد اصغری راد  |