آنان در ايرانرصورتي نازيبا داد. در واقع آن چه
که رسانه هاي خارجي از اين واکنش ها نقل کردند
چندان جذاب نبود. برخوردي نبوده است. بحث
آزاد است. موافق و مخالف مي توانند نظر بدهند. کما
اينکه عده اي هم مي آيند ايران و عليه ايران مي
نويسند.
در سفر اين گروه حتي برخي
از مقامات خواسته بودند که آنها براي ساختن فيلم هايي
مانند ۳۰۰ و يا کشتي گير از ايران عذر خواهي کنند. يا
يک رو نامه مطرح کرده بود که بايد يکي دو نفر از
اين تيم چهار نفره را دستگير کرد وبرايشان وثيقه يک
ميليارد توماني گذاشت. به نظر شما اين کار درستي است؟
در حالي اين افراد اساسا ربطي هم به اين فيلم ها
نداشته اند. کسي که حالا آنها را نگه نداشته است.
اما اين بحث ها مطرح شده است... شما مدافع چه کسي هستيد؟
من مدافع کسي نيستم. اما به نظرم اين موضوع بايد
دوطرفه باشد. خبرنگاران آنها مي آيند ايران و مصاحبه مي
کنند. آيا اين امکان هم براي خبرنگاران و مستندسازان ما
هم وجود دارد که در کشور آنها فعاليت کند؟ آيا
اجازه مي دهند که يک خبرنگار ايراني برود با رييس
جمهوري آمريکا مصاحبه کند؟ اين نشان مي دهد که آنها
در اين موارد انحصاري عمل مي کنند.
آيا اين درخواست شده است؟ بله شده است. اما آنها مي ترسند.
از چه چيزي مي ترسند؟
مسلما خبرنگاران ما از لحاظ طرح مباحث چالش برانگيزي
که آنها جوابي برايش ندارند زبانزد هستند. از اين مي
ترسند که پاسخي براي گفتن نداشته باشند. اما مقامات ما
با روي باز برخورد مي کنند. شما مي بينيد هر کسي مي
آيد يک مستند در مورد کشور ما مي سازد و برمي
گردد. اما اين آزادي عمل براي هنرمندان کشورما وجود
ندارد.
دليلش چيست؟ ممکن است يک قسمت ماجرا سياسي باشد بخشي ديگر اداري؟
دليلش اين است که آنها بسته عمل مي کند. آنها
هستند که در موضع اتهام هستند نه جامعه ما. چرا آنها
اجازه نمي دهند که خبرنگاران ما بروند در مورد نقد
جامعه آمريکا فيلم بسازند. اگر آنها اجازه نمي دهند،
مقامات ما هم نبايد اجازه بدهند. اين حق براي هموطنان
ما محفوظ است که بتوانند بروند آنجا و فيلم بسازند.
اگر يک طرفه باشد که فقط باج دادن است. ميهمان بازي
يک طرفه نمي شود.
ولي اين افراد آدم
هاي فرهنگي بودند. مقام صدور ويزا نبودند تا براي
خبرنگاران ايراني دعوت نامه بفرستند؟
ما هم مي خواهيم کار فرهنگي کنيم. اما آيا اجازه مي
دهند؟ آنها حتي به چهره هاي علمي ما هم اجازه ورود
نمي دهند. چه برسد به چهره هاي دانشگاهي ما. البته،
شما مي دانيد که هاليوود چهره فرهنگي ندارد.
چطور ندارد؟
سينماي ما هم فقط چهره هاي فرهنگي صرف نيست. اينها
همه شعار است. هر جامعه سياستگذاري هاي خودش را دارد.
هاليوود که نمي تواند فراتر از چارچوب هاي سياسي کشور
خودش عمل کند. مي تواند؟
اين مساله اي بين دولت ايران و آمريکاست. نه ميان چهره هاي فرهنگي.
دولت ايران هم مي تواند ويزا ندهد. اين دولت است
که مقدمات کار فرهنگي را فراهم مي کند. به همين
اندازه از دولت آمريکا توقع مي رود که زمينه فعاليت
چهره هاي فرهنگي ايران را فراهم کند.
درست.
اما اگر دولت ايران به آنها ويزا نمي داد شما به
عنوان يک چهره فرهنگي نمي توانستيد کاري کنيد. چون دست
شما نيست. براي ميهمانان هاليوودي هم همين طور.
اين موضوع مثل يک زنجير است. کسي اين موضوعات را
جدا از هم نمي بيند. يعني شما ساخت فيلم ۳۰۰ را فقط
به حساب هنرمندان هاليوود مي گذاريد؟ وبه حساب
سياستگذاري هاي دولت آمريکا نمي گذاريد؟
در آمريکا که وزارت ارشاد وجود ندارد. سالانه دهها فيلم ساخته مي شود در نقد دولت.
تمام فيلم هايي که مثلا در مورد جنگ ساخته مي
شود، هر کسي مي خواهد از امکانات پنتاگون استفاده کند
بايد يک نسخه از فيلم را به پنتاگون نشان بدهد. اينها
حرفهاي شعاري است. مگر مي شود؟
اين درست است که خيلي از فيلم ها جهت گيري سياسي دارند. اما دولت دخالت نمي کند؟
اين مثل اين مي ماند که شما بگوييد وزارت ارشاد
هيچ نقشي در ساختن فيلم هاي ايراني ندارد. آيا اين
ممکن است؟
اما
در همين کشور دهها فيلم در مورد فساد اداري و مالي
وسياسي دولتمردان و همچنين نابساماني هاي جامعه فيلم
ساخته مي شود.
همه اينها هدايت شده است. يعني اگر مثلا مايکل مور
به جناح دموکرات ها وابستگي نداشت مي توانست عليه
جمهوري خواهان فيلم بسازد؟ يک سري خطوطر قرمز دارند
که از آن عبور نمي کنند. آنها هم براي آزادي ها و
جامعه خودشان خطوط قرمزي دارند. چه اتفاقي بايد بيافتد که مستندسازان وخبرنگاران ايراني بتوانند بروند آنجا فيلم بسازند؟
آمريکايي ها بايد از دگم انديشي خودشان دست بردارند. اين نيست که فقط آنها از دنيا بپرسند.
به لحاظ عملي چه اتفاقي صورت بگيرد؟
آنها زير بار نمي روند. اين تحريم يک جانبه از سوي
آنهاست که آنها مي توانند از مقامات ما پرسش کنند
اما خبرنگاران ما نمي توانند.
چه کار بايد کرد که از اين ماجراي يک سويه خارج شد؟
هيچ کاري نمي توان کرد. آنها بايد دست از اين انحصار طلبي و سياست مونولوگ دست بردارند.
اگر ايران و آمريکا گفت وگو کنند اين موضوع حل خواهد شد؟
همين الان که رابطه نيست آنها مي آيند کارهاي خودشان را انجام مي دهند.
اينکه خبرنگاران ما نمي توانند بروند آنجا چه پيامدهايي براي جامعه فرهنگي ما دارد؟
براي کشورما مساله اي نيست. اين باعث بي اعتباري خود
آمريکاست. اين يک امتياز براي کشور ماست که ما با
آنها حرف مي زنيم اما آنها نمي زنند.
شما اين موضوع را با خبرنگاران خارجي مطرح کرده ايد؟
من خيلي از آنها را مي بينيم. آقاي اسکات پترسون
(از نشريه کريستين ساينس مانيتور) دو هفته پيش دردفتر
من بود. حتي براي خودشان هم سوال بود که آنها درمورد
همه چيزمي توانند در ايران مصاحبه کنند اما به
خبرنگاران ما اجازه نمي دهند. خودشان مي پذيرند حتي
اگر به صورت علني هم اظهار نظر نکنند.
چه موضوعاتي در مورد آمريکا وجود دارد که مي تواند مورد توجه مستندسازان ايران قرار گيرد؟
خيلي چيزها. مثلا همين جنگ عراق و روحيه ضدجنگي که
درميان مردم آمريکا وجود دارد. اگر بگذارند مستندسازان ما
بروند آن موقع معلوم مي شود که فاصله بين مردم ما
ومستند سازان چقدر است.