تبليغاتX
دیپلماسی عمومی
javad:
I think, to put it very briefly, propaganda is when the act of communication happens in a format which is one-way, asymmetrical, to reflect half of the reality and even sometimes, reality upside down.
situations like war (hot or cold) are most likely to induce entities such as governments to resort to "propaganda". But it is not only governments that "propagate", but any other entity that thinks "truth" is hurtful in the short term, and even in the long run. It involves the "content", the "intent", and the "audience's" understanding.
Propaganda is not sth that the other does it and I don't do. Sometimes to counter the other's propaganda, I would also resort to some form of communication which is itself propaganda.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 2:31  توسط جواد اصغری راد  | 

سیمون آنهولت که در باره "برندیسم" و "تصویر مارکها" کار می کند و آنرا با دیپلماسی عمومی هم ادغام کرده است و به هر کشوری و منابع فرهنگی-مردمی-اتقصادی آن به عنوان یک "مارک" نگاه می کند، در جدیدترین ابتکار خودش نرم افزاری را تهیه کرده است که بر اساس نظرسنجی های به عمل آمده در باره کشورهای مختلف عمل می کند و به مخاطب می گوید که مثلا مردم کشور آمریکا در باره کشوری مانند ایران یا مصر یا روسیه چگونه می اندیشند... البته به نظر می آید که نظرسنجی هایش چندان متقن نباشد ولی بطور کل ابتکار جالبی در عرصه روابط عمومی و دیپلماسی عمومی باشد و می توان از شیوه کاری آن بهره گرفت.

چکیده یافته های این دوره نشان می دهد که آمریکا بدلیل "تاثیر اوباما" به صدر جدول کشورهای محبوب ملتها بازگشته است و جالب جایگاه ایران است که حتی در روسیه هم بین 50 کشور جایگاه پایینی دارد. البته احتمالا در نظرسنجی نسبت به ایران دقت نشده است.

برای مشاهده اصل وبسایت به لینک زیر مراجعه کنید:

http://www.simonanholt.com/Research/research-introduction.aspx


+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 17:18  توسط جواد اصغری راد  | 

برگمن مقاله مفیدی در زمینه دیپلماسی عمومی آمریکا در خاورمیانه نوشته بود که دکتر حسن بشیر و جبار علایی مِهره زحمت کشیده اند و ترجمه اش کرده اند. مقاله رویکردی انتقادی دارد ولی حاوی اطلاعات مفیدی است. 

دیپلماسی عمومی ایالات متحده در خاورمیانه (یک رهیافت فرهنگی انتقادی)

مترجمان: دکتر حسن بشیر و جبار علایی مِهره

 چکیده:

 یکی از بخش های در حال رشد در حوزه ادبیات روابط عمومی، تحقیق عمقی با عنوان دیپلماسی عمومی است. این علاقه در حال رشد به دیپلماسی عمومی در کنار افزایش توجه دیپلماسی عمومی ایالات متحده به خاورمیانه قرار گرفته است. بر اساس یک تحلیل انتقادی از استراتژی های دیپلماسی عمومی در خاورمیانه، نویسنده نشان می‌دهد که مدل های سنتی دیپلماسی عمومی بصورت دیپلماسی عمومی فعلی تغییر کرده است. بر اساس یک مدل آیینی ارتباطی و تئوری کنش ارتباطی که در این مقاله تعقیب می‌شود، نویسنده به وضوح استدلال می‌کند که یک رهیافت فرهنگ محور در اجرای دیپلماسی عمومی بین‌المللی ضروری است.

 اصطلاحات کلیدی: دیپلماسی عمومی؛ روابط عمومی؛ مطالعات میدانی؛ پسااستعماری.

اصل مقاله در اینجا 

 

 


+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 3:37  توسط جواد اصغری راد  | 

عنوان کلاس: دیپلماسی عمومی و مسائل جهانی (Public Diplomacy & Global Issues)

با دعوت نیکلاس کال، به کلاس 3 ساعته اش رفتم. او بهمراه یک دیپلمات بازنشته آمریکایی به نام باب  و خانمی دیگر از گردانندگان کلاسی 25 نفره بودند. کال من و یک خانم کره ای را که او هم برای شرکت در کلاس آمده بود معرفی کرد و سپس پروسه کلاس شروع شد. کلاس 3 ساعته به دوبخش تشکیل شده بود که اولی را دانشجویان و دومی را اساتید می چرخاندند.


بخش اول: کار تیمی بر روی طرحی به نام "ترسیم استراتژی د.ع از منظر بهداشتی برای کشور دلخواه از سوی سازمان بهداشت جهانی"

دانشجویان در گروههای 6-7 نفره به نامهای سبز و سرخ و طلایی و ... در ارائه ای 10 دقیقه ای به معرفی طرح خود که یک هفته گذشته بر روی آن کار کرده بودند پرداختند. در این میان یکی از گروهها که بعدا فهمیدن هیئت ژوری هستند سئوالاتی را از گروههای ارائه دهنده طرحها پرسیدند. موضوعات مختلف بود: اولین گروه بر روی "کاهش میزان چاقی در مکزیک" کار کرده بود و بیشتر استفاده از یک تیزر تبلیغاتی تلویزیون برای کاهش استفاده از فست فود، تشویق ورزش، و خودپزی مدنظر داشت. گروه دوم برای طرح "کاهش آنفولانزای مرغی در اندونزی" پوستر و برنامه پخت غذا و رادیو و ... ارائه کرده بود. گروه آخر نیز برای " کنترل ایدز در کشوری آفریقایی به باگساوا" طرح مشاوره فرد به فرد، ارائه کاندوم! و تشویق روسپیگران به ورود به صنایع دیگر می پرداخت. همه گروهها به نوبت ارائه می دادند و هر کسی که لازم می شد به سئوالات گروه 4 یا همان ژوری می پرداخت. نکته جالب در این برنامه همانا ارائه کاندومی با طرح مد نظر بر روی جلد آن به ژوری در جواب یکی از سئوالاتشان بود! کلی همه خندیدند. قرار شد استراحت کوتاهی داشته باشند تا هم استادان و هم هیئت ژوری به گروهها امتیاز دهند و بشود توشه آخر ترمشان!

بعد از استراحت ابتدا گروه دانشجو امتیازاتش را بهمراه ایرادها و قوتها گفت و سپس اساتید نظراتشان را گفتند و امتیازات را اعلام کردند. یکی از گروهها امتیاز بالایی گرفت و پس از اینکه باز هم از آنها خواسته شد نظراتشان را بدهند برخی هم نظر دادند و کار بخش اول کلاس تمام شد.

بخش دوم: درس توسط استاد در باره "دیپلماسی عمومی و مسائل محیط زیستی"

نیک درسش را در باره اینکه چگونه کشورهای مختلف جهت استفاده سیاسی از موضوع محیط زیست فعالیت کرده اند گفت و اینکه چگونه سیاستهای موافق با محیط زیست برای ژست کشورها خود است و برخی سیاستها هم مانند سیاستهای دولت بوش تصویر کشورها را نامطلوب می کند. تاریخچه مهم شدن محیط زیست را گفت و اینکه رویکرد تمدنها بدین مسئله چگونه بوده است و مثلا مسیحی ها از آنجا که خود را صاحب زمین از طرف خدا می دانسته اند بدان بیشتر از بومیان آمریکا جفا کرده اند چرا که بومیان برای نعمتهایشان از زمین متشکر بودند و مسیحیان و یهودیان از خدا! همین که بدان اندیشیده بود برایم جالب بود. بعد هم گفت که بریتانیا خیلی بهتر از بقیه در این بخش کار کرده است و در نهایت هم از دانشجویان خواست که برای هفته دیگر برای موضوع "مشارکت با یک گروه قبیله ای برای تهیه برنامه ای تلویزیونی جهت آگاهی از مشکلات محیط زیستی" در کشورهای مختلف طرحی ارائه دهند. کلاس بدون سلام و صلوات به پایان رسید. بعد از کلاس کمی با نیک صحبت کردم و اینکه چقدر از این کلاس که همه اش تقریبا" در باره دیپلماسی عمومی بوده، لذت برده ام. دعوت کرد برای نشستی در باره دیپلماسی چریکی! که یکی نوشته بود. شاید بروم. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 21:48  توسط جواد اصغری راد  |