در کنار سایر سخنرانی های انجام شده توسط گلسمن وی این هفته نیز در جمع خبرنگاران در مرکز خارجی خبر (Foreign Press Center) حاضر شد و به سئوالات حضار تحت عنوان "دیپلماسی عمومی آمریکا و جنگ عقاید" پاسخ داد.
برای مشاهده متن پی دی اف بر روی لینک زیر کلیک کنید:
وزیر دفاع آمریکا آقای رابرت گیتس در جلسه ای بهمراه کاندولیزا رایس پیرو سخنرانی گذشته خود در باره دیپلماسی عمومی، باز هم از دولت آمریکا و بخش خصوصی خواست تا تلاشهای دیپلماسی عمومی خود را بیش از پیش تقویت کنند.
وی نسبت به آنچه وی "نظامی سازی سیاست خارجی" و انحراف بودجه به سمت پنتاگون می خواند ابراز نگرانی کرد. در ادامه نیز گیتز پیشنهاد داد تلاشهای دیپلماسی عمومی نه در حد روابط عمومی بلکه فراتر از آن و بطور بلند مدت و با هدف ایجاد ارتباط و اعتماد مد نظر قرار گیرد.
از این سخنرانی اینگونه بر می آید که حداقل در بخش مسئولیت آقای گیتس شاهد افزایش تلاشهای دیپلماسی عمومی وزارت دفاع باشیم.
برای مشاهده اصل مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.
جیمز گلسمن در سخنرانی خود در موسسه واشنگتن (8 جولای) به اهمیت مقالات و نوشته های راب ساتلف و همچنین گزارش "گروه جرجیان" که در سال 2003 نوشته شد اشاره کرده و سه محور اساسی را برای بهبود وضعیت دیپلماسی عمومی آمریکا مد نظر قرار داده است. این سه محور عبارتند از:
1- اراده
2- استراتژی
3- ساختار سالم و کارآمد
وی قضاوت در باره تلاشهای دفترش را به پس ازدوره شش ماه باقیمانده از دوران بوش موکول کرد.
در بخش پخش بین المللی نیز که گلسمن مسئول آن تاکنون بود، تلاشهای برنامه های بین المللی آمریکا در شبکه های مختلف از قبیل "صدای آمریکا"، الحره، مارتی، سوا، "اروپای آزاد"، و "آسیای آزاد" را ثمربخش دانست. بعنوان مثال، وی عنوان کرد در ایران، حدود یک چهارم جمعیت بزرگسال ایرانی (چیزی حدود 20 میلیون نفر) مخاطب برنامه های "صدای آمریکا" هستند.
وی در باره بخش تبادلات فرهنگی و بین المللی که هماکنون خانم گلی عامری مسئول آن است نیز به حضور بیش از 4000 دانشجو در آمریکا، و از این میان نیز حضور 200 نفر از سران کشورها مانند تونی بلر و حامد کرزای اشاره کرد. حضور خانم عامری در این بخش بدون شک با نیت تعاملات بشتر با خاورمیانه است.
بطور کل می توان گفت سخنرانی ایراد شده حاوی مطالب مفیدی در باره استراتژی و برنامه های دفتر دیپلماسی عمومی آمریکا در سالهای آتی است.
برای مشاهده اصل متن و خواندن بخشهای دیگر به ادامه مطلب مراجعه کنید.
تابناک با مطلبی تحت عنوان "تهاجم فرهنگی سعودیها در سایه اختلافات نهادهای فرهنگی ایران" به ایجاد شبکه های فارسی زبان از سوی اعراب و البته انگلیس پرداخته و از عدم هماهنگی سازمانهای فرهنگی داخلی برای مقابله با آنچه "تهاجم فرهنگی" نامیده می شود پرده برداشت. در این باب گوشزد کردن چند نکته لازم و ضروری می نماید که به محتوای تخصصی این وبلاگ بازمیگردد.
نکته اول: اینکه اعراب (و بطور خاص عربستان) برای مخاطبان ایرانی برنامه پخش کنند هیچ مشکل خاصی ندارد چرا که ادعای ما ایرانیان همیشه این بوده است که مردم ایران هوشیار و زیرک هستند و بنابراین خواسته یا ناخواسته در عصر کنونی انفجار اطلاعات با "مخاطبانی سراسر مختار" طرف هستیم. این گزینه معمولا" در نوشته های مربوط به فعالیتهای رسانه ای و فرافکنی مد نظر قرار نمی گیرد. توجه بدین امر ما را نسبت به آینده خوشبین خواهد کرد.
نکته دوم: حساسیت بیش از حدی که نسبت به اعراب نشان داده می شود از چه روی است؟ آیا واقعا" اگر ما ایرانیان بدنبال برپایی "امت فراگیر اسلام" هستیم نباید به آنچه "عرب" می نامیم گوش فرا دهیم؟ بنابراین اگر قصد تعامل با اعراب را داریم نباید از اینکه آنان صدای خود را به گوش ما (ایرانیان) برسانند واهمه داشته باشیم. حتی بدون شک باید بپذیریم که صلح و آشتی و همدلی زمانی پدید می آید که تمایل به شنیدن صدای یکدیگر داشته باشیم.
نکته سوم: محتوای این نکته انتقاد را متوجه صاحبان این شبکه ها می کند که اگر براستی قصد تعامل داشته و نیتی بجز نیات اقتصادی و سیاسی پاک ندارند چرا محتوایی غربی و متفاوت با آنچه بر جامعه خود روا دارند می پسندند و پخش میکنند.
پروژه ایجاد شبکه تلویزیونی مشترک از سوی ایران، تاجیکستان، و افغانستان
نمایندگان رسانه ای از کشورهای ایران، تاجیکستان، و افغانستان در اولین جلسات خود در باره همکاری های رسانه تصمیم به ایجاد شبکه مشترک تلویزیونی گرفتند.
برای اصل مطلب به ادامه مطلب مراجعه کنید
جاکوین اف بلایا،یکی از اعضای BBG در مقاله کوتاهی با عنوان "پیشرفت الحره" به این نکته اشاره کرده است که:
بر اساس مطالب منتشر شده کارنامه تاریکی برای موفقیت های الحره ترسیم کرده اند اما در واقع الحره در حال پیشرفت است و با توجه به نداشتن آمار دقیق در بخش مخاطب شناسی نمی توان چندان به ایرادات در باره الحره اعتماد کرد. وی اعلام داشت الحره حدود 21 تا 26 میلیون مخاطب دارد.
نکته دیگری که قابل توجه بود خبر تلاش BBG برای به کار گیری موسسات نظر سنجی و پژوهشی برای مطالعه تاثیرات شبکه های تحت نظارت دولت آمریکا (برای اهداف دیپلماسی عمومی) از سوی بلایا می باشد.
برای اصل مطلب....
در تاریخ ۳۰ ژوئن ۲۰۰۸ آقای گلسمن (مسئول دفتر دیپلماسی عمومی وزارت امور خارجه آمریکا) در مصاحبه ای طولانی در شورای روابط خارجی آمریکا به شرح برنامه های استراتژی خود در کدت باقیمانده از دوره بوش پرداخت.
وی عنوان برنامه های خود را "دیپلماسی عمومی آمریکا برای قرن بیست یکم" نام نهاد و بدنبال تعریفی جدید با برنامه های جدید جهت افزایش قدرت نرم آمریکا بود.
در این میان وی تفکیکی بین دیپلماسی عمومی سنتی و دیپلماسی عمومی جدید قائل شده و ...
روزنامه استار لجر، در مطلب کوتاهی (ن. ک. ادامه مطلب) به محدودیت های قدرت نرم پرداخته است. از آنجا که بنیانهای دیپلماسی عمومی بر نظریه قدرت نرم استوار است این نقد مختصر می تواند مفید واقع شود.
ادعای یادداشت بر این است که تلاشهای (هر چند پراکنده و نا منظم) وزارت امور خارجه آمریکا برای بهبود تصویر و توجیه آمریکا به نتیجه محسوسی نمی رسد. دلیل اصلی آن هم ابتدا در تفاوت کلام و عمل و نیز نقش رسانه های جهانی و مخاطبان فعال در تشخیص این تناقض نهفته است. بنابراین بهترین دیپلماسی عمومی همانا اتخاذ سیاست های معقول و مقبول است.
فضاهای مجازی از این دست، کانالهای معتبر، به صرفه، و زود بازده هی هستند که اکثر دانشگاهها و البته وزارت امور خارجه آمریکا در امور روابط عمومی و دیپلماسی عمومی خود از آنها بهره می برند.
برای مشاهده اصل متن ادامه مطلب را کلیک کنید.
برای اصل متن به ادامه مطلب مراجعه کنید.
جانت مک آلیستر در مقاله ای تحت عنوان "من آمریکا را دوست دارم" که برای روزنامه
نیوزیلند هرالد نوشته است سعی می کند درباره تناقض قدیمی دوست داشتن بخشهایی از آمریکا (مانند بخشهای فرهنگی و اقتصادی) و در عین حال تنفر و ابراز آن مانند محکومیت برنامه های نظامی این کشور، تحریم استارباک، و مقاومت در برابر برخی برنامه های شبکه ها توضیح داده است. این مقاله برای علاقه مندان برای درک این تناقض مفید خواهد بود.
برای مشاهده اصل متن به ادامه مطلب مراجعه کنید.
جان براون یکی از کارشناسان برجسته در "مرکز دیپلماسی عمومی دانشگاه کالیفرنیای جنوبی" در مقاله ای تحت عنوان "پس از ماه عسل" با بر شمردن فشارها و شرایطی که آمریکا خود را گرفتار آن کرده است به این نتیجه می رسد که علی رغم عقیده کارشناسانی مانند فریدمن مبنی بر بهبود تصویر آمریکا و قدرت نرم این کشور بطور کل، انتخاب اوباما بصورت مقطعی تاثیری مختصر داشته و پس از مدتی شبیه به ماه عسل جهان با انتخاب اوباما سیر نزولی تصویر آمریکا شروع خواهد شد.
برای مشاهده اصل مقاله به ادامه مطلب مراجعه کنید.
کمیسیون مشورتی دیپلماسی عمومی آمریکا در گزارشی که منتشر کرده است به ضعف های وزارت امور خارجه آمریکا در بخش نیروی انسانی و افسران دیپلماسی عمومی اشاره کرده و از دولت خواسته است برنامه های ارزیابی مدون داشته و سهم مسئولین دیپلماسی عمومی را در مقامهای وزارت خانه ار ارتقا بخشد. این گزارش همچنین نسبت به استخدام و به کار گیری عوامل متخصص در زمینه روابط عمومی و دیپلماسی عمومی تاکید کرده است.
برای مشاده چکیده گزارش و نیز لینک PDF به ادامه مطلب مراجه کیند.
آقای گلسمن (دستیار وزیر امور خارجه آمریکا در امر دیپلماسی عمومی و روابط عمومی) در مطلبی تحت عنوان "تنفر از آمریکا عمیق نیست" با تکیه بر نظر سنجی مرکز پیو عنوان کرده است که تنفر و دشمنی با آمریکا در مناطق مختلف که پس از یازدهم سپتامبر افزایش یافته بود متغیر بوده ولی باید نسبت به نوسانات حساسیت به خرج داد. و علی رغم تمامی این اعداد و ارقام نباید فراموش کرد که آمریکا در کشورهای آفریقایی و بزرگ مانند برزیل، هند، و ژاپن مفبول بوده و در تنها اروپا و خاورمیانه درد سر های اصلی می باشند که آنان نیز تغییراتی را داشته و حداقل به سمت متنفر شدن از القاعده پیش رفته اند... برای اصل مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.
مطلبی در باره برگزاری مسابقه پینگ پنک بین چین و آمریکا که از آن به عنوان دیپلماسی پینگ پنگ یاد می کنند و با توجه به برنامه وزارت امور خارجه آمریکا برای دعوت از تیم پینگ پنگ ایران به آمریکا می تواند مورد توجه قرار گیرد. برای دیدن اصل مقاله روی ادامه مطلب کلیک کنید.
جان هیوز مقاله ای نوشته است که در آن نقش آژانس اطلاعات آمریکا (USIA) را بررسی کرده و بازگرداندن آن را برای بهبود تصویر آمریکا و دیپلماسی عمومی این کشور ضروری می داند. برای مشاهده متن اصلی انگلیسی به ادامه مطلب مراجعه کنید.
تصویر ایالات متحده و ایران در نظر سنجی پیو 2008
نظرسنجی از حدود 24000 نفر (24 کشور) در بهار 2008 نشان می دهد که با توجه به انتخابات آینده آمریکا و احتمال اینکه یک رئیس جمهور دیگر زمام امور را در دست بگیرد تصویر ایالات متحده بصورت بسیار محدودی بهبود یافته است. کشورهای غربی و اسلامی بیشترین میزان نارضایتی را نشان داده و تنها کشورهای اندونزی، کره جنوبی و تانزانیا بیشترین افزایش میزان خوشبینی را داشته اند.
گزارش حاکی از آن است که بر خلاف روند افزایش میزان تنفر از آمریکا از اوایل قرن 21، سال 2008 زمان توقف این روند بوده و آن هم به دلیل امیدواری نسبت به رئیس جمهور آینده آمریکاست.
بطور کل می توان لیست کشروهایی را که نسبت به آمریکا رویکرد مثبتی دارند و برعکس آن را اینگونه عنوان کرد:
لیست کشورهایی که میزان خوشبینی بیش از 50% است: بریتانیا، لهستان، لبنان، کره جنوبی، هندوستان، ژاپن، تانزانیا، نیجریه و آفریقای جنوبی.
لیست کشورهایی که میزان محبوبیت آمریکا کمتراز 50% است: فرانسه، اسپانیا، آلمان،روسیه، مصر، اردن، ترکیه، استرالیا، چین، اندونزی (علیرغم بهتر شدن)، پاکستان، برزیل، مکزیک، و آرژانتین.
تصویر ایران:
با توجه به دغدغه های موجود در باره برنامه اتمی و همچنین دکتر احمدی نژاد، 16 کشور از 24 کشور دیدگاه بدبینانه ای نسبت به ایران دارند. این کشورها عبارتند از: آمریکا (64%)، آلمان (82%)، بریتانیا (46%)، فرانسه (82%)، اسپانیا، لهستان، ترکیه (56%)، مصر (54%)، اردن (56%)، لبنان (66%)، استرالیا (55%)، چین (53%)، هند (55%)، ژاپن، برزیل (69%)، مکزیک، آرژانتین، و آفریقای جنوبی (58%).